۱۰ آبان سه شنبه ماشینمون رو عوض کردیم...

اولین بارون پاییزی اومد...

صبح رفتیم کافی شاپ...هویج بستنی خوردم و بابایی هم معجون و سامانم هم آب پرتقال و سیب!!!

عاشقتم مهدی جان....عزیز دل من......سامان گل من......عزیزای دلم...