.

.

.

و دو ساله میشوی جان مادر!

دفتر خاطراتت رو ورق میزنم و از زمانی که به دنیایمان خوش آمدی رو مرور میکنم!

- وقت واکسنهات ؟

- فین گیر ؟ ( خوب است یا نه ؟)

- شیر خوردن ؟

- کلاه باید همیشه سرت باشد ؟

و ....


و حال در گذر این ایامی که از هرچه باد سریعتر میگذرد / تو ، سامانم دو ساله میشوی ...


جان مادر ، خوش قدم من ، 2 سالگیت مبارک / سلامتیت جاودانه / خوشبختی و آرامشت مثال زدنی ...

از تو بابت تمام شیرین کاریهایت / تمام نفسهای گرم و مهربانت ممنونم / سپاس ... برای اینهمه ...

سپاس که من را اینهمه نیک احساس بی تکرار بخشیدی ...

جانم به فدای تمام لحظه هایت ...

زندگی کن مادر / بازی کن زندگی را / شاد شاد / تا تو شادی شادم ...

و باز سپاس یگانه خدای قابل پرستشم ... ممنونم ممنونم ممنونم ...