برای سامانم

مادری کردن را بلد نیستم اما بلدم ببوسمت ...
بلدم وقتی سردته توی آغوش خودم گرمت کنم
بلدم کنارت بشینم و باهم کارتون ببینیم
بلدم شب ها مراقب پتو باشم که از روت کنار نره ...
بلدم برات آرزوهای قشنگ داشته باشم ...
بلدم که تمام وقت نگرانت باشم ...
بلدم موهای خوشگلت رو شونه کنم و با هر گره ای که باز میشه یکی از بغض هام رو فراموش کنم .
بلدم معصومیت چشمهات رو حظ کنم !
بلدم بخوابونمت ... لالایی بخونم ... ( که زیباترین کار دنیاست)
اما مادری کردن رو بلد نیستم هنوز... منو می بخشی سامانم ؟؟؟
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 8:12 توسط مامان سامان
|